مادرش منتظره...
شنبه, ۸ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۰۵ ب.ظ
طنز نیس ولی مدیونید اگه نخونید !
واسه رد شدن از سیم خاردارها نیاز به یه نفر داشتن
تا روی سیم خاردارها بخوابه و بقیه از روش رد بشن.
داوطلب زیاد بود .
قرعه انداختند افتاد بنام یه جوون همه اعتراض کردند الا یه پیرمرد!
گفت: " چیکار دارید! بنامش افتاده دیگه! "
بچه ها از پیرمرد بدشون اومد.
دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوون .
جوون بلافاصله خودش رو به صورت انداخت رو سیم خاردار
بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردن به رد شدن از روی بدن جوون.
همه رفتن الا پیرمرد.
گفتند: " بیا !
" گفت " نه !
شما برید! من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش!
مادرش منتظره...
...
شرمنده اگه فازتون عوض شد
ولی بعضی چیزا هست که نباید ساده فراموش شه
- ۹۳/۰۹/۰۸